1
پرواز هم دیگر
رویای آن پرنده نبود
دانه دانه
پرهایش را چید
تا بر این بالِش
خواب دیگری ببیند
2
به شانه ام زدی
که تنهایی ام را تکانده باشی
به چه دل خوش کرده ای !؟
تکاندن برف
از شانه های آدم برفی؟
3
بوسه هایت
بمبارانِ شیمیایی بود
و سال ها بعد
علائمش در من پیدا شد
4
دریای بزرگِ دور
یا گودال کوچک آب
فرقی نمی کند
زلال که باشی
آسمان در توست
5
دستانِ من نمی توانند
نه نمی توانند
هرگز این سیب را
عادلانه قسمت کنند
تو
به سهم خود فکر می کنی
من به سهم تو