تبليغاتX
جنگل
 

تو كه جايي نرفته اي
پشت همين پيچك ها
تو پيچ و واپيچ پس كوچه ها
پنهاني
من چشم گذاشته ام
تا تو
پشت پرچين پروانه ها
جايي كه ما نبينيم
صبر ما را سر بكشي.
تو كه جايي نرفته اي
فقط آنقدر نيامدي
كه چين به پشت مان بيندازي
چروك پيشاني مان.
قاصدك بي مقصد!
من كه گفتم
سوار اين باد بي هر كجا نشو!
قرار ما به قايم باشك بود
يا بي قراري من!
حالا هر كجايي برگرد!
من هنوزم دستي به چشمم گذاشته ام دستي به ديوار.
اصلا لعنت به قرار نا نوشته ي باد
نفرين به اين جاده هاي رباينده
كه اگر رفتني هم بود
سهم پرچين و پيچك پروانه بود
اي كاش از همه ي آمدن ها
تو سهم من از نرفتن بودي
كاش جاده ها تو را نديد مي گرفتند
اي كاش باد نا محرم
دستي بر گيسوانت نكشيده بود
تا كه امروز به بادم ندهي
من هنوزم چشم گذاشته ام
برگرد!

 

                                                            

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387ساعت 12:23 توسط یاشار شمس |