این شعر را تقدیم میکنم به یک ناشناس که گویا هم دانشگاهی هستیم
باشد که بداند از او برای این احساس پنهان بودنش که چندی است برایم حس کنجکاوی را برنگیخته
تشکر می کنم .
آدمک برفی
می دانم سردت است
همین حالا
جلوی بخاری خود گرمت می کنم
اول دست ها
بعد شانه، شکم، پا
نمی دانم گرمت شده یا نه
کجایی
آدمک برفی کجایی؟