بر سینه ات نشست زخم عمیق کاری دشمن, اما ای سرو تو نیفتادی, این رسم توست که ایستاده بمیری...
در زیر پلک خیس جنگل در سبزهای جنگل کوچک چوپان تنهایی ست که هر غروب در نی فریاد جنگلیها را سرزیر میکند...
می توانید سرود
آفتابکاران جنگل را بشنوید
متن این سرود زیبا نیز در پایین
نوشتم :
سر اومد زمستون شكفته بهارون
گل سرخ خورشيد باز اومدو شب شد گريزون
كوهها لاله زارن لاله ها بيدارن
تو كوهها دارن گل گل گل آفتابو مي كارن
توي كوهستون دلش بيداره
تفنگ و گل و گندم داره مياره
توي سينه اش جان جان جان
يه جنگل ستاره داره، جان جان، يه جنگل ستاره داره
سر اومد زمستون شكفته بهارون
گل سرخ خورشيد باز اومدو شب شد گريزون
لبش خنده نور دلش شعله شور
صداش چشمه و يادش آهوي جنگل دور
توي كوهستون دلش بيداره
تفنگ و گل و گندم داره مياره
توي سينه اش جان جان جان
يه جنگل ستاره داره، جان جان، يه جنگل ستاره دار